(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14


پنجشنبه 11 آذر 1389- شماره 19805

دوبله بد!
نگاهي به فيلم «خواب هاي دنباله دار» به كارگرداني پوران درخشنده
به دنبال بيداري
فيلمساز معترض آمريكايي: فضاي رسانه اي آمريكا دركنترل سرمايه داران است
موقعيت نامطلوب زنان محجبه در رسانه هاي انگليس
رضايت خانواده شهيد كاوه از ساخت «شور شيرين»
«شكارچي شنبه» در راه اكران كشورهاي اسلامي
برنامه سياسي شبكه دو براي نوجوانان
نقد نمايش «آقاممنون»كمدي نامتجانس



دوبله بد!

پژمان كريمي
هفته گذشته، به صورت اتفاقي، چند سكانس از يك فيلم سينمايي انيميشن يا پويانمايي را تماشا كردم.
اين فيلم قصه خوبي داشت. گرافيك چشم نواز و كارگرداني حرفه اي! اما يك اشكال بزرگ،از جذابيت فيلم كاسته بود: دوبله بسيار بد!
با شنيدن دوبله اين فيلم، متاسف شدم. هنر و صنعت دوبله ايران، روزگاري در دنيا، اگر نگويم بي مانند كم نظير بود! روزگاري، صدا و لحن دلنشين و نيز «خلاقيت»، دو ويژگي دوبله در كشورمان به شمار مي آمد.
حالا اما، برخي از آثار سينمايي و تلويزيوني سيما و شبكه توزيع محصولات فرهنگي، دوبله خوبي نمي شوند.
در دوبله اين گروه از آثار، صدا و لحن دلنشين به ندرت شنيده مي شود. بازي گويندگان، رواني و حس ندارد. در بازي و تيپ سازي، خلاقيت احساس نمي شود.
با اين وضع،چگونه مي توان انتظار داشت كه مخاطب با اثر ارتباط برقرار كند؟
نكته ديگر! پس از پيروزي انقلاب اسلامي، رعايت عفت كلام، تبديل به يك اصل غيرقابل تخطي در دوبله ايران شد.
متاسفانه در اثري كه شاهدش بودم- اثري با مخاطب اصلي كودك و نوجوان - عبارتهايي شنيده مي شود، زشت و زننده!
تعبيه عبارتهاي زشت كه يا به دليل وفاداري به متن اصلي و يا از روي سليقه گويندگان رخ داده، كاري مذموم است. اگر در اصل متن است، بايد به دست مترجم، ويراستار و يا مدير دوبلاژ، اصلاح مي شد. اگر اين عبارتها را گويندگان به متن افزوده اند، كاري غير حرفه اي كرده اند؛ زيرا كه حق نداشتند بر متن اصلي چيزي بيافزايند كه فضاي اثر را متاثر مي سازد.ضمن اينكه كار غيراخلاقي هم مرتكب شده اند.
دوبله آثاري مانند اثر ياد شده، نشان مي دهد نظارت دقيق كيفي و محتوايي بر فعاليت دوبلاژ - بويژه دوبلاژ بيرون از صدا و سيما - وجود ندارد.
هم اينك دو تشكل در زمينه دوبله، در كشورمان به رسميت شناخته شده اند:
انجمن گويندگان و سرپرستان گفتار فيلم (وابسته به خانه سينما) و انجمن گويندگان جوان تهران:
انجمن نخست، انجمن دوم را از حيث حرفه اي به رسميت نمي شناسد و جالب است بدانيم برخي از آثار با دوبله هاي سطح پايين، به دست انجمن دوم انجام مي شود.
جداي از اينها، برخي موسسات، دوبله كارهاي خود را به دست افرادي مي سپارند كه عضو هيچ يك از دو انجمن ياد شده نيستند و به صورت زيرزميني دست به دوبله مي زنند.
احساس مي شود نسبت به ساماندهي دوباره وضعيت دوبله در كشور با تاكيد بر نظارت كامل، بايد اقدامي جدي صورت گيرد. در غير اين صورت هم دوبله ايران ظرفيت بالندگي خود را از دست مي دهد و هم دوبله هاي نازل، تبديل به منشأيي تازه براي آسيب هاي فرهنگي خواهند شد.

 



نگاهي به فيلم «خواب هاي دنباله دار» به كارگرداني پوران درخشنده
به دنبال بيداري

آرش فهيم
نحوه توليد و نمايش فيلم «خواب هاي دنباله دار» يك جسارت است. فيلمي كه با پرهيز از روش هاي پيش پا افتاده مرسوم، هم در سينماي تجاري و هم سينماي جشنواره اي ساخته و اكران شده است. اين موضوع حتي در تبليغات شهري اين فيلم نيز ديده مي شود و به جاي بهره بردن از تصاوير اغواگر و فريبنده، شرافت را متجلي كرده است. تا آنجا كه به جاي ستارگان فيلم، چهره دو نابازيگر فيلم در اين اعلانيه ها ديده مي شود. مي توان همين عكس ها را نمادي از كل فيلم دانست؛ چهره معصومانه دو دختر بچه كه با لبخند به نقطه اي نامعلوم مي نگرند.
«خواب هاي دنباله دار» يك فيلم «زنانه ايراني» است؛ مهمترين شاخصه اش تكيه بر احساسات پاك و نيك انساني است؛ سينمايي مادرانه و در يك كلام «مهربان»! فيلمي كه همچون آثار قبلي كارگردانش هدفدار، دغدغه مند، باهويت و قائل به تعهد اجتماعي است. امضاي پوران درخشنده در پاي اين فيلم به خوبي مشخص است. زيرا او در كار فيلمسازي داراي مرام و منش و روش خاصي است. به طوري كه داستان ها و تصاوير او از زندگي انسان و جامعه، كاملا منحصر به فرد هستند. او عرصه اي را برگزيده كه كمتر كسي براي ورود به آن خطر مي كند. حالا ديگر هر فيلمي كه به نمايش انسان هاي ناتوان جسمي و ذهني مي پردازد را، بدون ديدن تيتراژ آن مي توان از آن اين كارگردان دانست. اين فيلم ها تلنگر زننده هستند و مي خواهند ديد ما را نسبت به بخشي از همنوعان خود كه اسير دايره تقدير شده و نمي توانند مانند مردم عادي زندگي كنند تغيير دهد و اين كه آن ها نيز همچون ما نياز به زندگي كردن و تعالي و شكوفايي دارند را به ما گوشزد كند. به خصوص معلولان ذهني كه به خاطر مشكلاتشان، رفتارهايي نامتعارف نشان مي دهند و ممكن است مورد تحقير و طرد اطرافيان خود قرار بگيرند. اين ها حتي گاهي از سوي خانواده خويش نيز مردود مي شوند. «خواب هاي دنباله دار» روايتي است از كودكان موسوم به استثنايي و نيازهاي آموزشي و تربيتي آن ها. دختري به طور دائم خواب هايي مي بيند كه به واقعيت تبديل مي شوند. يكي از رؤياهاي صادقانه او درباره معلمش است كه گم مي شود. معلمي كه پس از اخراج شاگرد استثنايي اش، به سراغ او مي رود تا از تحصيل عقب نماند. اما آن بچه كه دچار عقده و عصبانيت شده است سعي مي كند از او انتقام بگيرد. به همين دليل معلم اسير كودك مي شود و...
مهمترين دغدغه اين فيلم، مسئله نحوه تعليم و تربيت و شيوه حضور كودكان استثنايي و معلولان ذهني در مكان هاي آموزشي است. مخاطب هدف فيلم هم كودكان هستند كه بايد نوع نگاه به اين همنوعان خود را تغيير دهند و هم آموزگاران و مسئولان آموزشي كشور كه بالاخره لازم است فكري به حال چنين افرادي نمايند. همچنين خانواده هاي صاحب اين نوع فرزندان هم مي بايست مسئله آموزش و پرورش آن ها را جدي بگيرند. اين، چكيده اي از مضمون فيلم است كه البته بيان آن به شيوه گزاره اي و مقاله اي در ذهن نمي ماند. به همين دليل پوران درخشنده از سر هوشمندي، اين احكام خشك و جملات دستوري را دراماتيك كرده و به گونه اي به جامعه منتقل مي كند ، كه پذيرفتني باشد. به همين دليل، فكر مي كنم كه «خواب هاي دنباله دار» نبايد به نمايش در سينما، توزيع در شبكه نمايش خانگي و احتمالا پخش از تلويزيون محدود شود. بلكه بايد به عنوان يك بسته آموزشي و تربيتي به واحدهاي مختلف آموزش و پرورش و ساير دستگاه هاي آموزشي كشور راه يابد. زيرا همان طور كه گفته شد، مخاطب هدف اين فيلم، در اصل اهالي تعليم و تربيت هستند.
«خواب هاي دنباله دار» به جز مضمون فوق و دغدغه اي كه دنبال مي كند، ادعاي ديگري ندارد. با اين كه يك فيلم اجتماعي- انتقادي محسوب مي شود، از پرتگاه سياه نمايي در امان مانده است. چون برآمده از احساس مسئوليت است، نه ميل به خودنمايي. اين فيلم با اين كه گوشه اي از تلخي ها و ناملايمات زندگي اجتماعي را به چالش مي كشد، اما به كسي توهين نمي كند و هدف مشخص و معيني دارد. معمولا فيلم هايي دچار سياه نمايي مي شوند كه برآمده از عقده هستند و تظاهر به اجتماعي و انتقادي بودن مي كنند كه اين فيلم اين طوري نيست.
«خواب هاي دنباله دار» در عين اين كه به يك موضوع خاص مي پردازد، اما قرار گرفتن عناصر فيلم در خدمت اين موضوع باعث شده كه كل فيلم داراي حال و هوايي دردمند و وجداني شود. به همين خاطر، از يك فيلم صرفا آموزشي و تربيتي فراتر رفته و يك اثر اخلاقگرايانه و انساندوستانه شده است. فيلمي كه به دنبال بيداري است، نه گول زدن مخاطب. هر چند پررنگ تر شدن جنبه هاي روانشناسانه، بخش هايي از فيلم را دچار لكنت زبان كرده و ارتباط مخاطب را دچار اخلال مي كند. فيلم «خواب هاي دنباله دار» با وجود برخي ضعف ها، يك اثر ارزشمند در سينماي ايران محسوب مي شود. فيلمي است كه گرچه مخاطب سرگرمي طلب و صاحب ذائقه مفرح را راضي نمي كند، اما به خاطر رويكرد موضوعي اش قادر است كه هر مخاطبي را به اندكي تزكيه روحي برساند. يك فيلم سالم است كه به بيننده خودش احترام مي گذارد و همچنين بينش اجتماعي و انساني او را بالا مي برد. اي كاش شرايطي فراهم شود كه فيلم هايي از اين دست كه حرف هايي براي گفتن دارند و حداقل موجب خسران و اتلاف وقت مردم نمي شوند، بيشتر امكان بروز و ظهور پيدا كنند. شايد ديدن اين نوع فيلم ها، درد ناشي از بعضي فيلم هاي مزخرف را التيام بخشند و جبران كنند. يكي از اتفاقات مباركي كه در سينماي ايران، پس از پيروزي انقلاب اسلامي رخ داده به وجود آمدن جريان سينماي زنانه است. اتفاقي كه نه فقط در قياس با قبل از انقلاب كه در مقايسه با سينماي جهان نيز كم نظير است. سينماگران زن ايراني، علاوه بر تعدد بيشتر، از نظر كيفي نيز كارهايشان نسبت به زنان سينماي جهان برتر است. خوشبختانه برخلاف آقايان كه اغلب وارد معادلات دنيوي و حساب و كتاب هاي خسارت بار سينما شده اند، زنان فيلمساز همچنان به راه روشن خود وفادار هستند.

 



فيلمساز معترض آمريكايي: فضاي رسانه اي آمريكا دركنترل سرمايه داران است

همزمان با برگزاري بيست و هفتمين جشنواره بين المللي فيلم كوتاه تهران، «دني شكتر» فيلمساز معترض آمريكايي نيز به ايران سفر كرد. شكتر مستندهاي بسياري عليه نظام امپرياليستي حاكم بر آمريكا ساخته كه دراين فيلم ها انتقادهاي شديدي را به سياست هاي خارجي و داخلي رژيم ايالات متحده وارد كرد ه است . وي از گزارشگران شبكه سي ان ان آمريكا بود، اما به خاطر افشاي حقايق وانتقاد از حكومت آمريكا از اين شبكه اخراج شد. شكتر علاوه بر اين كتاب هاي بسياري نوشته و هم اكنون از همكاران شبكه پرس تي وي جمهوري اسلامي ايران است. او براي اولين بار براي نمايش جديدترين فيلمش «صلاح هاي فريب» به ايران سفر نمود و در نشستي به سخنراني درباره فيلم خود و وضعيت رسانه هاي آمريكا پرداخت. اين كارگردان معترض آمريكايي فضاي رسانه اي آمريكا را بسته و محدود و رسانه هاي خبري اين كشور را دركنترل شركت هاي بزرگ سرمايه داري دانست.
مشروح گزارش سخنراني دني شكتر را مي خوانيد:
رسانه هاي آمريكا در انحصار سرمايه داران
كارگردان معترض آمريكايي با اشاره به وضعيت خبرنگاري و رسانه ها درجامعه آمريكا گفت: با گذر زمان رفته رفته تعداد شركت هايي كه مسئوليت خبررساني را درجامعه آمريكا برعهده دارند كمتر مي شود و اكثر شركت هايي كه باقي مانده اند از جناح هاي راستگرا و يا ميانه رو هستند و ديگر از كساني كه از سياست هاي آمريكا انتقاد كند كسي باقي نمانده است.
به گزارش خبرگزاري ها، شكتر با طرح اين سؤال كه «چه گروه هايي آمريكا را كنترل مي كنند، دولت آمريكا، شركت هاي چند مليتي و يا گروه هاي منافع خاص؟» پاسخ داد: گروه هاي منافع خاص هستند كه بيشترين قدرت را دارند و رسانه ها نيز مجموعه اي از اين شركت ها محسوب مي شوند.
وي تصريح كرد: درحال حاضر رسانه هاي ارتباط جمعي آمريكا زيرنظر دولت اين كشور نبوده بلكه توسط گروه ها و شركت هاي سرمايه داري اداره مي شود و آنها كنترل انتشار اخبار و اطلاع رساني را در دست دارند.
وي به نقش رسانه هاي آمريكا در بيان حقايق جنگ عراق اشاره كرد و افزود: از آنجايي كه رسانه هاي مهم و تاثيرگذار آمريكا توسط شركت ها و گروه هاي خاص اداره مي شود اطلاع رساني درستي پيرامون جنگ عراق انجام نشده و شاهد هستيم كه قريب به اتفاق رسانه هاي ارتباط جمعي اين كشور از حضور نظاميان آمريكايي درعراق حمايت كرده و اين حمايت در حالي است كه هم اكنون بيش از 60درصد مردم آمريكا مخالف حضور نيروهاي نظامي اين كشور درعراق هستند.
شكتر ادامه داد: به علت تسلط شركت وگروه هاي خاص بر رسانه هاي ارتباط جمعي آمريكا مدتي طول كشيد تا مردم اين كشور خط فكر مستقل و اصولي خود را پيدا كرده و به مخالفت با حضور نظامي آمريكا دركشور عراق بپردازند.
هدف؛ پولسازي
اين تحليلگر رسانه اي دربخش ديگري از سخنان خود درپاسخ به اين سؤال كه با توجه به حضورش درجنگ هاي ويتنام و عراق چه تحولاتي را دررسانه هاي آمريكا مشاهد مي كند، گفت: زماني كه موضوع رسانه در آمريكا شروع شد اساس كار خبرنگاري بود. اما باگذر زمان نسل گذشته بازنشسته شد و نسل جديدي وارد شد كه موضوع خبرنگاري براي جرايد را در دستوركار نداشت. بلكه براي حضور درتلويزيون آمده و درپي تحليل و ارائه موضوعاتي بود كه براي بينندگان جذاب باشد. به همين دليل تحقيق و تحليل جزئيات براي رسيدن به حقيقت رفته رفته رنگ باخت.
شكتر ادامه داد: با گذشت زمان هدف رسانه هاي آمريكا از خبررساني تبديل به پولسازي شد.به همين دليل نسلي درآمريكا به وجود آمده كه اخبار را نگاه مي كند اما هرچه بيشتر مي بيند، چيزي نمي فهمد.
كاخ سفيد و مرداك؛ دشمن مردم
وي به نقش رسانه ها دراتمام جنگ ويتنام اشاره كرد ويادآور شد: درجنگ ويتنام رسانه ها نقش فعالي داشتند اما آمريكا از نظر نظامي شكست خورد و اين عامل باعث عقب نشيني ارتش آمريكا شد.
اين كارگردان معترض آمريكايي يادآور شد: درجنگ عراق گرچه برخي تصور مي كنند آمريكا شكست خورده است اما دولتمردان آمريكايي تلاش مي كنند تا خلاف اين را ثابت كنند و درعراق بمانند تا راه نجاتي پيدا شود.
شكتر با بيان اينكه بزرگ شده دهه 60ميلادي مي باشد كه در آن دوران اعتراضات ضد دولتي و ضد فرهنگي درآمريكا به اوج خود رسيده بود، اظهار داشت:اگر چه نتوانستيم در آن دهه به نتايج خاصي برسيم اما با گذر زمان مردم جنگ فرهنگي را مي برند چرا كه آنها براي تغيير مثبت احترام قائلند.
وي با اشاره به تصور مردم آمريكا مبني بر احساس شكست شان در اين جنگ فرهنگي يادآور شد: دشمنان مردم همچون رابرت مرداك و دولت مردان كاخ سفيد در مقابل شان ايستاده اند، بسيار قدرتمندتر از مردم آمريكا هستند.
شكتر به قدرت بسيار زياد رسانه هاي آمريكا اشاره كرد و افزود: رسانه هاي آمريكا توسط افراد و گروه هاي بسيار قدرتمندي اداره و پشتيباني مي شوند كه از جمله آنها مي توان به «رابرت مرداك» سرمايه دار يهودي الاصل استراليايي اشاره كرد كه با سرمايه فراوان خود با تمام توان در مقابل مردم اين كشور و مخالفان خود ايستادگي مي كنند. ولي با اين وجود مردم آمريكا پيروزي را دور از دسترس نمي دانند.
اين كارگردان معترض آمريكايي افزود: مردم آمريكا از اوباما قطع اميد كرده اند چرا كه با شعار تغيير روي كار آمد اما تاكنون تغييري ايجاد نشده است.
ارزيابي پرس تي وي
شكتر در بخش ديگري از سخنان خود در خصوص ارزيابي اش از رسانه هاي ايراني گفت: من نمي توانم شبكه هاي فارسي زبان را نگاه كنم، اما از پرس تي وي بسيار راضي هستم. چرا كه در آن حتي بيشتر از شبكه هاي آمريكايي اجازه نقد و بررسي به من داده مي شود و پيش از مصاحبه ها نيز كسي از من نمي خواهد كه سخن خاصي را بازگو كنم.
اين كارگردان در پاسخ به سؤالي پيرامون توان رقابتي «پرس تي وي» با شبكه هاي خبري آمريكا گفت: مقابله و برابري با شبكه هاي خبري در آمريكا هزينه، امكانات و توان بالايي را طلب مي كند. مشكل اصلي و بسيار مهم «پرس تي وي» در آمريكا عدم پخش آن از ماهواره و تلويزيون است كه اين موضوع موجب مي شود تا مردم براي ديدن آن به اينترنت مراجعه كنند.
بايكوت به خاطر انتقاد
وي با اشاره به بايكوت خبري خود از سوي شبكه هاي خبري آمريكايي مانند BBC،CNN، فاكس نيوز و ساير شبكه هاي آمريكايي گفت: هر كجا از من دعوت شود حضور خواهم يافت، اما شبكه هاي آمريكايي چنين كاري نمي كنند. چرا كه در حال حاضر فضاي بسته اي در عرصه رسانه اي آمريكا حاكم است.
كارگردان فيلم سلاح هاي فريب جمعي در خصوص فشارهاي سياسي اجتماعي يا اقتصادي وارد آمده به وي گفت: در اوايل كارم جوايز زيادي برنده شدم و به من اهميت زيادي داده مي شد اما به محض انتقاد از سياست هاي دولتمردان آمريكا كمتر مورد توجه قرار گرفتم و هر چه بيشتر انتقاد كردم اين توجهات كمتر شد.
شكتر ادامه داد: وقتي فيلم «چپاول» كه به مشكلات اقتصادي مردم آمريكا مي پرداخت را ساختم بايكوت خبري و مالي شدم در صورتي كه اگر فيلم را در تمجيدشان مي ساختم مرا حمايت مالي مي كردند.
كارگردان فيلم سلاح هاي فريب جمعي مشكل كارگردانان مستقل را در اين دانست كه بودجه اي ندارند و اظهار داشت: به ما مي گويند فيلم سازان مستقل، اما ما بايد از راهي پول فيلم را تأمين كنيم كه اگر حامي مالي پيدا شود بايد در جهت جلب نظر او فيلم ساخت، پس توليد فيلم مستقل سخت مي شود.
شكتر در اين نشست با اشاره به فيلم خود، اظهار داشت كه اين فيلم در انتقاد از سياست جنگي سردمداران آمريكايي ساخته شده و در 30 كشور دنيا به نمايش درآمده است.
وي به فعاليت هاي رسانه اي خود اشاره كرده و گفت: من مدت ها در شبكه هاي CNN ABC و برخي ديگر شبكه هاي آمريكايي كار كردم و با شبكه هاي خبري راشاتودي، الجزيره و پرس تي وي در حال حاضر همكاري مي كنم.
وي در پاسخ به اين سؤال كه چه تعداد از مردم دنيا فيلم شما را ديده و به آن دسترسي دارند، اظهار داشت: مردم بسياري از كشورها از جمله، استراليا و آفريقاي جنوبي اين فيلم را ديده اند اما مشكل اصلي ما مسئله توزيع آن است كه چگونه اين فيلم را در اختيار ديگران قرار دهيم.
وي با ذكر اين نكته كه من در فيلم خود نقش رسانه و اسرائيل را در جنگ آمريكا و ايران و نقش گروه هاي خاص منفعت طلب را مورد بررسي قرار مي دهم، خاطرنشان كرد: مردم آمريكا خواهان جنگ ايران و آمريكا نيستند، بلكه گروه هاي منفعت طلب به دنبال اين موضوع هستند.

 



موقعيت نامطلوب زنان محجبه در رسانه هاي انگليس

امينه (آمينا) تيلور 33 ساله، يكي از شش نامزد دريافت جايزه برترين خبرنگار زن مسلمان كه به ايران دعوت شده بود، موقعيت زنان مسلمان در رسانه هاي انگليس را نامطلوب عنوان كرد.
وي در اين باره گفت: كافي است زن شعائر اسلامي را رعايت كرده و حجاب داشته باشد تا در رسانه به چشم ديگري به او نگاه كنند.
به گزارش جهان، تيلور افزود: اينكه در وراي اين نوع پوشش چه ارزش ها و اصول اخلاقي و اسلامي نهفته مي باشد، براي اين دست افراد مهم نيست. آنچه مهم است نوع تفاوتي است كه اين مذهب با مذاهب ديگر دارد و پوشش آن نمود اعتقاد و ارزش است. اينجاست كه ديگر به فرد اجازه حضور در رسانه هاي تصويري بسيار كمتر داده مي شود، چرا كه وي با مخاطبان فراواني سر و كار دارد و اين پوشش و در وراي آن ارزش، شايد چندان باب دل اصحاب رسانه در انگلستان نباشد.
گفتني است تيلور، زن انگليسي رنگين پوستي است كه ليسانس تاريخ و روابط عمومي اش را از دانشگاه ساست گرفته و براي دريافت گواهينامه كارشناسي ارشدش در رشته خبرنگاري، راهي دانشگاه ونستر شده است. امينه، خبرنگاري ساده را از همان دوران كودكي آغاز كرده و از 21 سالگي با كار در مجله زنان وارد فضاي حرفه اي شده است و هم اكنون مجري برنامه بيگ استوري شبكه پرس تي وي است.

 



رضايت خانواده شهيد كاوه از ساخت «شور شيرين»

خانواده شهيد كاوه از ساخت فيلم سينمايي «شور شيرين» با موضوع زندگي اين شهيد بزرگوار ابراز رضايت كردند.
ابراهيم اصغري تهيه كننده فيلم سينمايي «شور شيرين» به كارگرداني جواد اردكاني به برنا گفت: حدود يك سال پيش كه مراحل تحقيقاتي فيلم را شروع كرديم خانواده شهيد كاوه در جريان موضوع ساخت فيلم بودند، از اين رو فيلمنامه را در اختيارشان قرار داديم و آنان نيز مشاوره لازم را ارائه كردند. به طور كلي خانواده اين بزرگوار ارتباط بسيار خوبي با فيلم و گروه برقرار كردند و پي گير هستند تا كار به نتيجه مطلوبي برسد.
به گفته تهيه كننده فيلم سينمايي «شور شيرين» فيلمبرداري اين فيلم اواسط دي ماه به پايان مي رسد و تلاش مي شود با تدوين همزمان، فيلم براي حضور در بيست و نهمين جشنواره فيلم فجر آماده نمايش شود.

 



«شكارچي شنبه» در راه اكران كشورهاي اسلامي

«شكارچي شنبه» به كارگرداني پرويز شيخ طادي براي عرضه در كشورهاي مسلمان عرب زبان به زبان عربي دوبله خواهد شد.
تهيه كننده اين فيلم هنوز با پخش كننده اي براي اكران «شكارچي شنبه» به توافق نرسيده اما قصد دارد در اولين فرصت اين فيلم را اكران عمومي كند ضمن اينكه براي پخش بين المللي فيلم در كشورهاي عربي نيز با يك شركت پخش در لبنان صحبت كرده است تا بخش اكران بين المللي فيلم را به آنها بسپارد.
به گزارش شبكه ايران، در همين راستا به غير از سينماي چند كشور عربي، شبكه هاي تلويزيوني عربي هم مشتاق نمايش «شكارچي شنبه» هستند كه به همين منظور فيلم شيخ طادي قرار است به زبان عربي دوبله شود.

 



برنامه سياسي شبكه دو براي نوجوانان

شبكه دوم سيما برنامه اي سياسي به نام «روي خط نوجواني» را در دست توليد دارد كه از اوايل آذر روي آنتن خواهد رفت.
علي اكبر ذاكري تهيه كننده برنامه هاي كودك و نوجوان گفت: «روي خط نوجواني» يك برنامه توليدي، در قالب تركيبي است كه با آيتم هاي نمايشي به مخاطب نوجوان ارائه مي شود.
وي ادامه داد: اين برنامه به مسائل روز كه نوجوانان با آن درگير هستند مي پردازد. اين مسائل قرار است از ابعاد مختلف مورد بررسي قرار گيرند.
ذاكري به ايسنا خاطر نشان كرد: موضوعاتي مثل هدفمند كردن يارانه ها، كتاب، فيلم، عكس و مشكلات نوجوانان از قبيل دوستي هاي اينترنتي، ماهواره، دوست يابي و مد كه نوجوانان را درگير كرده از جمله مسائل بررسي شده در اين برنامه خواهند بود.

 



نقد نمايش «آقاممنون»كمدي نامتجانس

سيدعلي تدين صدوقي
نمايش «آقا ممنون» به نويسندگي و كارگرداني كاوه مهدوي يك نمايش به ظاهر مذهبي است. در واقع كمدي اي است كه براساس يك سفر مذهبي كه با باورها و اعتقادات مردم سر و كار دارد شكل گرفته است. به همين دليل از حساسيت ويژه اي برخوردار است. كارگردان زحمت خود را كشيده است اما به جهت همين حساسيت ها موارديست كه بايد به آنان توجه شود تا انشاءالله دركارهاي بعدي مورد مداقه قرارگيرد. داستان در خصوص سفر زائران كربلاست، كه با اتوبوس عازم اين سفرند و درنهايت هركدام بر اثر اين سفر و اتفاقات آن به نوعي تزكيه و رستگاري مي رسند. البته ايده سفر به خودي خود ايده بكر و تازه اي نيست اما نگاه اين نمايش تازگي دارد. جمعي كه دراين سفر هستند به نوعي نامتجانس مي نمايند. انتخاب نويسنده درخصوص تيپ شخصيت ها و مسائل مبتلا به آنان و هدف، نياز و نذرشان از اين سفر به نوعي باورپذير، ملموس و طبيعي به نظر نمي رسد. يعني پرداخت ها ضعيف است يا با دقت صورت نگرفته و ملموس و طبيعي به نظر نمي رسد. ساختار آدم هاي نمايش بگونه اي كليشه اي است. يك خواهر و برادر معلولش كه براي شفا به كربلا مي روند، يك دختر دانشجو كه گناهي مرتكب شده، يك زن ميانسال، يك مرد ميانسال كه ريش سفيد و معتمد محل است، يك تازه عروس و داماد، راننده و پسري به نام جاهد كه رئيس كاروان است و كار پدر را پيشه كرده و اولين كاروان را راهي كرده است. او كمي شيرين عقل، شوخ طبع، با سوادي در حد سيكل و البته به زعم خودش زرنگ است. اينها جمعي را تشكيل مي دهند كه مسافران كاروانند. جاهد مي خواهد پول كاروانيان را برداشته و فراركند اما خوابش مي برد و ما شاهد خواب او هستيم. و درنهايت پس از بيداري تزكيه شده و از تصميمش توبه مي كند. يك پيرمرد هم هست كه درتهران جا مانده و گه گاه او را مي بينيم كه منتظر اتوبوس است.
بايد گفت درست است كه در كمدي، عناصري وجود دارند كه دست را بازمي گذارند و مي توان خيلي كارها كرد كه با منطق طبيعي درام به ظاهر ناهمگون باشد، اما همين عناصر داراي قواعد و اصول خاص خود است. در يك نگاه كلي، داستان نمايش روي دونفر استوار است؛ جاهد كه نقش وي اميركربلايي زاده، با طنز و كمدي مخصوص خودش نسبتا خوب بازي مي كند و ديگر پيرمرد درتهران جامانده كه روزبه اختري به زيبايي شخصيت آن را ايفا مي نمايد. اگر همين دو نفر در نمايش بودند و ديگران حذف مي شدند، باز مي شد اين نمايش را اجرا كرد. چون ديالوگ كه حرفهايي كه بين ديگر آدم هاي نمايش رد و بدل مي شود تنها براي پركردن جاهاي خالي متن است و هيچ تاثير دراماتيكي در روند نمايش، ساختار و ساختمان آن، آدم ها و تحول دراماتيكي آنان و... ندارد. در انتها سيد كه در واقع پير اين كاروان است، در يك ديالوگ چند خطي وشعاري تمامي هدف نمايش و حرفي را كه مي خواهد بگويد چون يك خطابه اعلام مي كند، در صورتي كه اين اتفاق بايد در روند نمايش اتفاق بيفتد.
متن به نوعي مذهب گريزي دچار است. هركسي براي دردي كه دارد به زيارت مي رود. انگار اين تنها چاره آنان بوده است. اين جمله از زبان حسين متحد بازيگر نقش جوان معلول كه به خوبي نقش را ايفا مي كند مي شنويم او مي گويد من زيارت نمي خوام كفترم رو مي خوام. وي كبوترش را با خود نيز آورده است. از حرف هايي كه بين بازيگران رد وبدل مي شود متوجه مي شويم كه هر كسي موظف است كه درد خود را بگويد و برود. چه ارتباط دراماتيكي مي تواند بين اين آدم ها وجود داشته باشد؟
آيا تنها،همسفر بودن كافي است؟ متن، سطحي و شعاري و درجاهايي كليشه است. لحظات كميك و طنز به دوش همان دو شخصيت است اگر جاهد و پيرمرد را حذف كنيم چيزي براي ديدن و شنيدن نمي ماند. از سويي حرف هايي كه جاهد مي زند هم چندان ربط خاصي به روند ماجرا ندارد. پرواضح است كه بخشي از آنها بداهه است كه بعضا محلي از اعراب ندارد و تنها صرف خنداندن مي شوند. اما امير كربلايي خوب از پس اين بي ربطي با كل متن برمي آيد. هر كس ديگري به جاي او بود اين نقيصه بيشتر نشان داده مي شد. به طور واقع مي دانيم كه مسافران عتبات عاليات اين گونه نيستند و سر هر مسئله كوچكي به جان هم نمي افتند.
واقعاً آيا اين طبيعي است كه زوج جواني تنها يك شب پس از عروسي عازم سفر زيارتي آن هم سفر كربلا بشوند و نو عروس مثل زن هاي ده سال زندگي كرده آنقدر عصبي، بدخلق، بدرفتار و... باشد. آن هم با شوهرش كه داماد يك شبه است. پس دليل اعتقادي اين سفر نزد نوعروس چيست؟ اوكه به بديهي ترين مسائل زناشويي يعني احترام به شوهر و ديگران حتي عمل هم نمي كند. اين ها غيرطبيعي است و باورپذير نيست.
تنها صرف خنداندن كه نبايد تيپ يا شخصيت ها را نوشت. مثلا يك زوج جوان و نوعروس ناساز، يك بيمار معلول با خواهرش و يك زن ميانسال را كنار هم گذاشت و برايشان حرف نوشت. اين گونه درام كمدي نمي نويسند؛ اين قدر دم دستي و سطحي، آن هم به بهانه يك نمايش كمدي مذهبي. اگر كمي جلوتر برويم مي بينيم مثلا سيد كه معتمد محل است و اين سفر چندم است و از ظاهرش پيداست كه آدم با ايماني است و با آن خطابه آخر به نوعي عارف مسلك نشان داده مي شود، چگونه است كه او درابتدا آن قدر لوس جلوه مي كند و مرتب از جاهد سوال هاي ديني مي پرسد؟ آن هم با طنز و با آن شكلي كه انگار مي خواهد اطلاعات ديني خود را به رخ بكشد. اين آدم در آخر 180درجه تغييركرده و تبديل به چيز ديگري مي شود. اين يعني ضعف درپرداخت شخصيت. از اين دست موارد درنمايش زياد است. از اينها كه بگذريم ما داريم خواب جاهد را مي بينيم و چون خواب است مي پذيريم. هرچند باز غير منطقي به نظر مي آيد كه او چگونه در سردخانه يك مهمان پذير بين راه گير كرده؟ آن هم با همه زرنگي اش و... اما ديگر نمي توانيم كه درخواب او مثلا تهران را ببينيم و انتظار پيرمرد درپارك را شاهد باشيم.
ما همه اش درخواب او را درسردخانه مي بينيم كه با خود حرف مي زند و به دنبال راه فرار است. اصولاً حتي يك لحظه هم به پيرمرد جا مانده فكر نمي كند. اگر پيرمرد بخش واقعي نمايش است نه خواب بايد به گونه اي ديگر نشان داده شود. وگرنه اشتباه از آب درمي آيد.
جاهد تا به آخر لودگي هاي خود را دارد، حتي زماني كه دارد به اصطلاح توبه مي كند؛ اين گونه تحول او باورپذير نيست.
ما در خواب او به تهران مي رويم و برمي گرديم، مسافران را مي بينيم كه سرگردانند و قس عليهذا. مثلا اگر جامعه را در بين سردرگمي مسافران مي ديديم ولي آنها او را نمي ديدند يا در تهران در كنار پيرمرد او را مي ديديم و پيرمرد او را نمي ديد و بعد در سردخانه يا آنجايي كه گير افتاده مي ديديم، او به فكر اينها است، اين قابل قبول بود.
بهرحال بايد با ترفندهاي دراماتيك اين نقيصه رفع مي گرديد. از سويي تيپ ها يا تيپ شخصيت ها در جاهايي كليشه اي و نخ نماست.
كدام راننده ديگر اين گونه رفتار مي كند؟
آن هم راننده اي كه مسافرانش زائران كربلا هستند اين فرد قطعاً با راننده هاي مثلا كاميون فرق دارد، برخوردش و حركاتش و كردارش و بيانش متفاوت است. چون سفرش متفاوت است و مسافرانش متفاوتند. يا خواهر جوان معلول با اينكه زحمت خود را كشيده است كليشه اي حرف مي زند و رفتار مي كند. اصلا چه نيازي است كه اين گونه حرف بزند، داش مشتي و به اصطلاح لاتي؟
ديگر بازيگران نيز ايضا به همين دلايل. كمدي گونه مشكلي است. با اين ادا و اطوارها كه نمي شود كار كمدي و طنز كرد. از سويي اين نقايص به هدايت كارگردان بازمي گردد. پرواضح است كه امير كربلايي زاده و روزبه اختري از تجربه و توانايي شخصي و ذاتي خود استفاده كرده اند. چرا كه بازي هاي ديگر در مقابل كار آنان ضعيف و كليشه اي مي نمايد. اين نشان مي دهد كه كارگردان نتوانسته ديگران را بدرستي و آن طور كه بايد هدايت كند چه به لحاظ بازي، حركات، ميزانس ها، نوع بيان، صداسازي ها، تشخيص ادا و اطوار از بازي و... بازيگر نقش سيداكبر مددي با اينكه زحمت خود را مي كشد اما در انتها آن ديالوگ بلند را نمي تواند خوب ادا كند. كلامش مفهوم نيست و مانند يك خطابه ديالوگش را مي گويد كه تأثيري ندارد. حرف او نتيجه و پيام نمايش است و بايد طوري ادا شود كه تأثير دراماتيك خود را بگذارد، اما به شدت شعاري مي نمايد. در هر صورت صحنه انتهايي يعني پرواز كبوتر توسط جوان معلول يكي از صحنه هاي دراماتيك است كه به نوعي رهايي مسافران را از بند منيت ها، و رسيدن به نوعي تزكيه نفس نشان مي دهد. اما بايد دانست كه تزكيه نفس و رسيدن به يك انتخاب درست با آن شخصيتي كه از جاهد نشان داده شد تنها با يك خواب بعيد به نظر مي رسد. اين كاتارسيس بايد مراحل خود را به لحاظ مسير رواني و نفساني به طور طبيعي بگذراند تا فرد آرام آرام به يك تحول دروني برسد. چون جاهد از اعتقاد محكمي هم برخوردار نيست تا اين تحول به لحاظ اعتقادي در او به فوريت اتفاق بيفتد. متن و اجرا به يك دراماتورژي نيازمند است. در انتها به كارگردان و گروه براي اجرايي صميمي و مفرح خسته نباشيد مي گويم. به خصوص به خانم دنيا نادري بازيگر نقش نصرت كه با غم سنگيني كه بر جسم و جانشان حاكم است نمايش كمدي را بازي مي كند. اين كار تنها از تئاتر و بازيگران عاشق و سخت كوش تئاتر برمي آيد و اين يك ارزش حرفه ايست.
در نهايت بايد گفت اين نمايش با استقبال خوبي روبرو شده است چرا كه از نمايش هاي به اصطلاح حرفه اي در تالارهاي حرفه اي به مراتب روان تر و در نوع خود نمايشي تر است. بايد گفت مطالب بالا، نه به عنوان نقيصيه هاي صددرصد بلكه موارد نسبي، گفته شد.
چرا كه نيك مي دانيم همه چيز نسبي است هر كاري نقاط قوت و ضعف خود را دارد و اين نمايش نيز از اين قاعده مستثناً نبوده و نقاط قوت خود را دارد.

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14